عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

161

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

خواب غفلتش بر گيرد . 3 ألا عامل لنفسه قبل يوم بؤسه : آيا كسى نيست كه پيش از روز بد حاليش براى خودش كارى كند 4 ألا مستعدّ للقاء ربهّ قبل زهوق نفسه آيا نيست آماده شوندهء از براى ديدار پروردگار خود پيش از بيرون آمدن نفس او . 5 ألا متزوّد لأخرته قبل أزوف رحلته آيا مردى نيست كه پيش از نزديكى كوچيدنش از جهان براى آخرتش توشه بردارد . 6 ألا تائب من خطيئته قبل حضور منيتّه آيا مردى نيست كه پيش از رسيدن مرگش از گناهش توبه كند . 7 ألا إنّ أبصر الأبصار من نفذ فى الخير طرفه : آگاه باش كه بيننده‌ترين ديده‌ها ديده‌ايست كه نگاهش بسوى خير و خوبى باشد . 8 ألا إنّ أسمع الأسماع من وعى التّذكير و قبله : آگاه باش كه شنونده‌ترين گوشها گوشى است كه پند بپذيرد و نگه دارد . 9 ألا إنّ إعطاء هذا المال فى غير حقهّ تبذير و إسراف : آگاه باش كه اين مال را ( كه خدا به تو داده است بايد بهر راهى كه خود دستور فرموده صرف كنى ) در غير راهش صرف كردن تبذير و اسراف است . 10 ألا و إنّ القناعة و غلبة الشّهوة من أكبر العفاف : آگاه باش كه بدادهء خدا خرسند بودن و بر شهوت غلبه پيدا كردن بزرگترين پاك دامنيها است . 11 ألا و إنّى لم أر كالجنّة نام طالبها و لا كالنّار نام هاربها : آگاه باش كه من مانند اين دو چيز نديدم يكى بهشت ديگرى دوزخ كه خواهنده اين و گريزنده از آن هر دو بخواب اند . 12 ألا و إنّ الدّنيا دار لا يسلم منها إلّا بالزّهد فيها و لا ينجى منها بشى ء كان لها : آگاه باش كه دنيا خانه ايست كه بسلامت نماند كسى از آن مگر بزهد و بى رغبتى در آن و رهائى داده نشود از آن به چيزى كه بوده باشد براى آن 13 ألا حرّ يدع هذه اللّمّاظة لأهلها : آيا نيست آزاده مردى كه واگذارد اين باقيماندهء از غذاى ميان دهان را ( كنايه از دنيا است ) براى صاحبانش 14 ألا إنهّ ليس لأنفسكم ثمن إلّا الجنّة